پنجشنبه، ۶ فروردین ۱۴۰۵

دیدید بعضی آدمای معروف هستن که هر چقدر هم موفق باشن، نمیشه ازشون بدت بیاد؟
نمیشه بهشون حسودی کرد.
حتی اگه بالاترین جایگاهو داشته باشن، بازم حس میکنی یه جورایی از خودتن.
در حالی که خیلی های دیگه تا یه ذره بالا میرن، سریع دورشون پر میشه از حسود و دشمن و منتقد...
فرقش چیه؟ اون آدم، یک فرد کاریزماتیکه.
بذار یه چیزو از همون اول روشن کنیم:
جذاب بودن به معنی بامزه بودن یا ادا اومدن نیست. کاریزما واقعی، ترکیب قدرت و صمیمیت کنترل شده اس.
جوری که هم میتونی دل طرفو ببری، هم بازی رو تو دست بگیری. کاریزما یعنی تو با حرف زدن، ناخودآگاه دل طرفو میبری. طرف حس میکنه کنار تو راحت تره، خوشحال تره، امن تره.
ولی اگه درست استفاده نشه، همین کاریزما میتونه تو رو بی وزن نشون بده، یعنی مردم دوستت دارن، ولی جدیت نمیگیرن. اینجاست که باید ظرافت، کاریزما رو با قدرت ترکیب کنی.
برعکسشم صادقه اگر فقط تکنیک های قدرت اجرا کنی و خشک باشی، قدرت از دست میدی چون دشمنی زیادی ایجاد میکنی و منزوی میشی!
هیچکس با جمله های منطقی خشک جذاب نمیشه. مردم با حس جذب میشن، نه فقط حرف.
مثلاً اگه بگی : " من آدم اجتماعیای هستم" هیچ جذابیتی نداره.
ولی اگه بگی : " یه بار وسط جلسه همه ساکت بودن، من... شوخی ای کردم که یهو همه زدن زیر خنده... از همونجا یخ مجلس آب شد"
اونوقته که کاریزما شکل میگیره. چون شنونده نه فقط تو رو، بلکه حسی که کنار تو بودن داره رو تجربه میکنه.
کاریزما یعنی تنوع احساسی. یکنواختی آدم رو خسته میکنه.
وقتی حرف میزنی، یه جا شوخ باش، یه جا جدی، یه جا هیجانی، یه جا آروم. این بالا و پایینها باعث میشه طرف تا آخر حرفتو دنبال کنه.
جذب شنونده: داستان سرایی با احساس، مخاطب رو با خودش میبره تو اون موقعیت. وقتی احساساتت رو نشون بدی، بقیه هم همون حس رو میگیرن.
ایجاد اعتماد: وقتی حرفات با حالت چهره و زبان بدنت هماهنگ باشه ( بهش میگن تطابق )، داستان معتبرتر به نظر میرسه. اگه بگی (( خیلی هیجان انگیز بود)) ولی چهرهات بی تفاوت باشه، کی باور میکنه؟
آدمی که بلده با خودش شوخی کنه ( خود انتقادی )، کاریزماتیک تره. چون این نشون میده اعتماد به نفسش بالاست و دنبال تایید دیگران نیست.
مثلاً اگه بگی:
(( فلان جلسه رو بدجور خراب کردم، ولی حداقل نرفتم تو کما!))
یه شوخی ساده با انتقاد از خود اما بامزهست که فضارو باز میکنه.
صحبت کردن درباره دستاوردات، مخصوصاً جلوی کسایی که تجربه مشابهی نداشتن، میتونه یه کم توی ذوق بزنه و انگار داری پز میدی و مغرور به نظر برسی. وقتی از موفقیت هات حرف میزنی به جای تعریف از افتخاراتت و زرق و برقشون، از حس و حالت بگو:
هیجان، استرس، یا حتی گافی که داده، مثل وقتی که تو موقعیت کاری مهم هول شدی و حرف خنده دار زدی!
اینجوری حتی اگه یکی آرزوی جایگاه تو رو داشته باشه، با حسای آشنایی مثل ذوق یا دستپاچگی باهات ارتباط میگیره. انگار تو هم یکی مثل اونی، این باعث میشه بقیه به جای حسادت، دوستت داشته باشن.
وبسایت مرد منطقی، تمام چیزی که برای تبدیل شدن به یک مرد واقعی نیاز دارید رو در اختیار شما میذاره، با ما همراه باشید.